در حالی که دولت آمریکا به رهبری دونالد ترامپ تلاش میکند دامنه «توافقهای ابراهیم»(Abraham Accords) را از خاورمیانه به مناطق جدیدی گسترش دهد، در پکن این توافقات دیگر صرفاً یک ابتکار دیپلماتیک برای عادیسازی روابط اسرائیل و کشورهای عربی تلقی نمیشوند. نهادهای امنیتی، نظامی و پژوهشی چین معتقدند توافقهای ابراهیم به تدریج در حال تبدیل شدن به یک شبکه ژئوپلیتیکی، اقتصادی و فناورانه هستند که هدف نهایی آن محدود کردن نفوذ چین در منطقهای است که برای امنیت انرژی و پروژه «کمربند و جاده» اهمیت حیاتی دارد.
از نگاه چین، آنچه در ظاهر به عنوان همکاری میان اسرائیل و کشورهای عربی معرفی میشود، در واقع بخشی از راهبرد بزرگتر واشنگتن برای بازطراحی نظم منطقهای پس از کاهش حضور مستقیم نظامی آمریکا در خاورمیانه است؛ راهبردی که میتواند معادلات قدرت را در یکی از مهمترین مناطق جهان تغییر دهد.
از عادیسازی روابط تا شکلگیری یک محور امنیتی
تحلیلگران چینی بر این باورند که توافقهای ابراهیم از چارچوب سنتی توافقات سیاسی فراتر رفتهاند. آنها معتقدند آمریکا در تلاش است با پیوند دادن سرمایه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به فناوریهای پیشرفته اسرائیلی، یک بلوک اقتصادی و امنیتی جدید ایجاد کند.
فکتهای موجود نیز تا حدی این نگرانی را تقویت میکند. پس از امضای توافقهای ابراهیم، حجم سرمایهگذاریهای مشترک میان شرکتهای اسرائیلی و صندوقهای ثروت ملی کشورهای عربی به شکل چشمگیری افزایش یافته است. بخشهایی مانند هوش مصنوعی، امنیت سایبری، نیمهرساناها و فناوریهای دفاعی به کانون این همکاریها تبدیل شدهاند.
در پکن این روند با حساسیت دنبال میشود؛ زیرا چین طی سالهای گذشته میلیاردها دلار در زیرساختهای خاورمیانه سرمایهگذاری کرده است. بندر «خلیفه»(Khalifa Port) در امارات و بندر «دُقم»(Duqm Port) در عمان تنها بخشی از پروژههایی هستند که برای اتصال مسیرهای تجاری چین به اروپا و آفریقا طراحی شدهاند.
از نگاه استراتژیستهای چینی، اگر این همکاریهای جدید به یک ساختار امنیتی دائمی تحت حمایت آمریکا تبدیل شود، میتواند به شکلگیری نوعی «ناتوی خاورمیانه» منجر شود؛ ائتلافی که نهتنها ایران بلکه چین را نیز به عنوان رقیب راهبردی هدف قرار میدهد.
رقابت بر سر کمربند و جاده
یکی از مهمترین نگرانیهای چین به پروژههای حملونقل و ترانزیتی جدید مربوط میشود. واشنگتن و شرکای منطقهای آن در حال پیشبرد طرحهایی هستند که هند را از طریق خاورمیانه به اروپا متصل میکند؛ طرحی که بسیاری از کارشناسان آن را رقیب مستقیم ابتکار کمربند و جاده چین میدانند.
پکن نگران است که توسعه این کریدورها به تدریج وابستگی اقتصادی کشورهای منطقه به سرمایه و فناوری چینی را کاهش دهد. علاوه بر این، فشارهای آمریکا برای محدود کردن حضور شرکتهایی مانند «هواوی»(Huawei) در بازارهای ارتباطی کشورهای عربی، از نگاه چین بخشی از یک جنگ فناوری گستردهتر محسوب میشود.
مقامهای چینی همچنین بر این باورند که گسترش توافقهای ابراهیم میتواند به افزایش قطببندیهای سیاسی در منطقه منجر شود. به همین دلیل، پکن تلاش کرده است خود را به عنوان یک میانجی بیطرف معرفی کند. میانجیگری موفق میان ایران و عربستان در سال ۲۰۲۳ و تلاش برای نزدیک کردن گروههای فلسطینی، بخشی از همین راهبرد است.
خاورمیانه؛ میدان جدید رقابت قدرتهای بزرگ
واقعیت این است که توافقهای ابراهیم دیگر تنها یک پرونده عربی ـ اسرائیلی نیستند. این توافقات اکنون به بخشی از رقابت گسترده میان آمریکا و چین تبدیل شدهاند؛ رقابتی که از فناوری و تجارت گرفته تا امنیت انرژی و نفوذ سیاسی را در بر میگیرد.
در حالی که واشنگتن این توافقات را ابزاری برای ثبات منطقه و گسترش همکاریهای اقتصادی معرفی میکند، پکن آنها را حلقهای از زنجیره مهار چین میداند. به همین دلیل، آینده توافقهای ابراهیم تنها بر روابط اسرائیل و کشورهای عربی تأثیر نخواهد گذاشت، بلکه میتواند یکی از مهمترین میدانهای تقابل ژئوپلیتیکی میان دو قدرت بزرگ قرن بیستویکم باشد؛ تقابلی که سرنوشت آن فراتر از مرزهای خاورمیانه رقم خواهد خورد.





نظر شما